گوران متولد 1317 اوریم سوادکوه و بیش از 40 سال است که به عنوان کارشناس هیدرولوژی جای جای ایران زمین در سمت های مختلف مسئولیت داشته است. همچون آزمایشگاه رسوب در خوزستان و لرستان مسئول آکارده هیدرولوژی مازندران کارشناس مسئول حفاظت رودخانه های مازندران ، کارشناس ارشد و مشاوره شرکت آب منطقه ای مازندران در امور مهندسی رودخانه ها و مدیر موزه ملی آب مازندران با جاری پیشتر زلال این سرزمین همراه و همگام بوده است .
همکاری با مطبوعات را از سال 1340 در تهران با روزنامه های بورس تهران ژورنال اطلاعات انگلیسی و اطلاعات آغاز کرد با وقفه ای چند که به تبع اشتغال در ولایت بود.
در کنار نشریات محلی مازندران چندی پیام مازندران و نهضت شمال و مستمرا کایر قرار گرفت. مقالات متعدد و مختلفی دارد که عموما حول محور آب و مجاری ومنابع آن است وی علاوه بر سروده های فارسی که رغبتی به انتشارشان ندارد بیش از بیست سال است که به گویش تبری شعر می سراید از سال 1378 شنوایی اش را از دست داد و در فراق آوای لبهای دوست اوقات خویش را به پریشان حالی می گذراند.
چندی است درد مداوم دستهایش نیز طاقت از او بریده و نوشتن را نیز دشوارش کرده است . پس خسته است و بسیار هم ، اما عشق به این دیار و هم دیاران را دستمایه مقاومت کرده و به درد خستگی اما همچنان ایستاده است مردم ای مردم شمه دور من بگردم من محال هسه از این قبله دگردم دفتری با خود آورده است تا شعر های بخواند اما وقت کم و فرصت ناچیز برنامه تنها فرصت خواندن یک شعر را به می دهد و همین یک شعر دفترها از معنی است خاطره ای از از دست دادن شنوایش گفت که بسیار جالب و در خور تامل بود او می گفت روزی که تازه قدرت شنوای ام را از دست داده بودم یکی از دوستان به دنبالم آمد و مرا به جنگل برد در آن سکوت جنگل گفت در این جاست که می شود صدای حضور را شنید.
بيستا بيستا گمبه شرح شه ناخشی
دل اينگمبه شه جيف بيدل خشی
نا كه دس مه رسنه تا به بريم
نا حرم دارمه اسا، نا كه حريم
نا كه من قابل هر مجلسمه
نا حريف شه تك گلسمه
من كه اينجه درمه بومبه سنگروش
من كه دارمه هول درزن و دروش
زنه كپل من و مه مشق و مداد
اتا كس نشتونه مه سينهی داد
خاننه تجليل هاكنن مه برمه ره؟!
خانه مه چش بكشن شه سرمه ره؟!
خانّه ملهم بهلن مه دل زخم
خانه سازه بزنن سوآل اخم
نا برار، نا مه خاخر، نا مه وچه
جاي تجليل آش بپج اتا كچه
هاده اين آدم اهل افترا
تا هتركه بياره سر شه را
مگه ناتي كه شوني راه علي؟
مگه حق ره ندي ته ونه پلي؟
پس چه كنني دم به دم مه ره تري؟!
ادامه مطلب یادتون نره ؟؟/
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 14:23  نویسنده مجید یوسفی

















